تبلیغات
عاشقانه ها - و باز تنهایی
چهارشنبه 15 آبان 1392

و باز تنهایی

   نوشته شده توسط: احمد حق شناس    

ضربان قلبم و به چه تندی میزد

نگاهم دوخته به ریلهای قطار

قطاری که صدای بوقش دیدار بود

و شوقی که دم از دیدن یارم میزد

صدایی سرفهایم دیگر به گوش نمیرسید

حتی ریهایم هم این بار

نفس کشیدن را برایم اسان کرده بود

و چه انتظاری...برای دیدار

و چه دیداری......

یاد سهراب

وچه اندازه تنم هوشیار است .....دورها اوایست که مرا می خواند

همه با عشق به دیدار یار میرفتند و  من

چه با تنش ..چه با اشوب... و چه پر اظطراب

لحظه دیدار.....

نفسهایم سنگین

سرفهایم بلند

روی نیمکت بیمارستان

همه در پارک در بوستان در ....

یار من در بیمارستان انتظار میکشید

ارام باش...هیسسسسسسسس

تنها کلمه ای که از شنیدنش ارامم میکرد

و ارامشی که میدانستم فردا به پایان میرسد

و دیدار که با اشک خداحافظی همراهی میکند مرا

وقتی سرم بر روی شانهایش بود ..نتوانستم

گله از خدا... تمام صورتم از اشک پر.... و پنهان کردن اشک از مردم

اه ه ه ه ه ه ه ه ه

من و او در آغوش هم

من مست ارامش در اغوش  او... و او مست ارامش من در کنار او

وقتی چشمانم را باز میکردم  با لبخندی همراهی میکردم بیداریش را

اذان موذن در شهر بهشت ...در شهر اقا رضا

خندهای منو او به مردمی که بودن در صف برنج

خندهای از صوتیهای من

خندهای از خوردن اشترودل

عاشق خندهایش هستم ..عاشق ارامش او

عاشق تنه های بعد از حرفهای بی ربط من

ولی درونم پر از گریه

با دیدن طلوع ...

و چه معصومانه نگاهای او

که میدانست وقت رفتن است

ضربان قلبش به گوشم اشنا  بود

دیگر دلقک بازهایم فایده نداشت

نمی خندید

سکوت...سکوت....سکوت


johnettagranzin.hatenablog.com
شنبه 31 تیر 1396 01:48 ب.ظ
I don't even know the way I stopped up right
here, but I believed this publish used to be great. I don't realize
who you might be but definitely you are
going to a famous blogger if you aren't already. Cheers!
http://margretquach.wordpress.com/2015/06/22/hammer-toe-pain-after-surgery
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 10:36 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site provided us with valuable information to work on. You have done a formidable job and our whole community will be thankful to you.
Georgia
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:53 ب.ظ
Hello there! This post could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous room mate!

He always kept talking about this. I will forward this
post to him. Fairly certain he will have a good read. Many thanks
for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر